ادامه مطلب
|
نام وتخلص: الحاج پرویز بشرمل ادامه مطلب + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/09/05 و ساعت
8:59 بعد از ظهر |
عبدالمجید زابلی سابق وزیر اقتصاد افغانستان، از جملۀ شخصیت های تاثیرگذار بخصوص در نیمۀ اول قرن بیستم کشور ماست. او بنیانگذار بسیاری از نهاد های اقتصادی از جمله سیستم بانکداری در افغانستان است. زابلی بعد از آن مورد خشم دربار قرار گرفت، از افغانستان خارج شد و از آن ببعد در امریکا زندگی می کرد. او در 1998 میلادی در امریکا چشم از جهان فروبست. از زابلی ثروت هنگفتی هم در افغانستان و هم در خارج از افغانستان باقی مانده است که طبق وصیت وی، بخشی از این دارائی ها باید به دولت افغانستان تعلق گیرد. مدتی قبل رئیس کمسیون مبارزه با فساد اداری، محمد اسماعیل خان وزیر آب و برق را متهم کرد که زمین های زابلی در هرات را غصب نموده است. اما باید گفت که اگر دولت افغانستان دست به اقدام نزند، دارائی های این شخص دوستدار کشور، در سایر ولایات و همچنان در خارج از کشور، همه به تاراج خواهد رفت. زابلی در ولایات مختلف افغانستان هزاران جریب زمین داشت که اکنون توسط زورمندان غصب شده است. در دوران حاکمیت طالبان، زمانیکه یک هیئت طالبان به امریکا رفته بود، وصیت نامۀ ذیل از طرف یکی از شخصیت های معتمد زابلی به عبدالرحمن احمد هوتک معین وزرات اطلاعات و فرهنگ طالبان سپرده شد. لازم است تا حکومت افغانستان طبق مفاد این وصیت نامه در جهت بجا آوردن وصیت آن مرحوم اقدام نماید. وصیت نامۀ اینجانب عبدالمجید زابلی فصل اول -1-بعد از فوت من تمام دارائی من در هر کشوری که داشته باشم باقی می ماند، جمع گردیده و در یکی از بانک های امریکا که در وقت حیات خود با آن موافقه و قرارداد می کنم به یک حساب ترست فند «Trust Fund» باید امانت گذاشته شود. ادارۀ این ترست فند «وجوه امانی» از عایدات آن مطابق این وصیت نامه باید صورت گیرد. -2-اداره و سرمایه گذاری این ترست فند و مراقبت از دارائی آن از طرف اشخاصی باید انجام یابد که در این وصیت نامه تعیین گردیده اند و نسل به نسل تشخیص شده اند. -3-عبدالرحیم مجید پسر من و خدیجه دختر من حقوق اخذ میراث از دارائی مرا ندارند و به آنها هیچگونه تادیات ویا مداخله در امور ترست فند که قرار وصیت نامه تشکیل می گردد، داده نمی شود. -4-سرمایۀ ترست فند که در مادۀ اول ذکر گردیده و در یک بانک تمرکز می یابد در راه خرید سهام و اسناد قرضه دولت امریکا به مقصد انکشاف ترست فند و تامین دارائی آن بکار انداخته شود. فیصلۀ این سرمایه گذاری از طرف اعضای ترست فند به اکثریت آراء قابل اجر می باشد. -5-از مفاد سرمایه گذاری ترست فند هرچه در آخر سال جمع می گردد، پانزده فیصد از مجموع عایدات سالانه در خود بانک به اصل سرمایۀ ترست فند افزوده گردد تا سرمایۀ آن تقویه شود. باقی مانده هشتاد و پنج فیصد مفاد خالص سالانه ترست فند مطابق تفصیلات آتی در این وصیت نامه به اشخاصی که در اینجا ذکر گردیده، ماهوار به ترتیبی که توضیح گردیده، باید تادیه شود. الف: اولتر باید کمیشن سرمایه گذاری به بانکی که سرمایۀ ترست فند در آن تمرکز می یابد پرداخته شود. ب: اگر خانم من املیا بعد از فوت من حیات داشته باشد، برایش در تمام دورۀ حیات هرماه سه هزار وپنجصد دالر نقد تادیه گردد. علاوه بر آن همه ساله محصول بلدیۀ خانۀ نشیمن او در «نهنت» و بیمۀ خانۀ مذکور طور مسلسل از ترست فند اینجانب برایش تادیه گردد. توضیح: 1. این تادیات به خانم من مشروط به اینست که وصیت نامه ای که او در موضوع دارائی خود امضا کرده و ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد در دورۀ حیات خود یا توسط وصیت نامۀ دیگر بعد از حیات من فسخ نکرده باشد و به همین حال باقی بگذارد. 2. اگر خانم من وصیت نامۀ خود را فسخ کند، باید هرچه پولی که مطابق فقرۀ (ب) مادۀ (5) این فصل گرفته باشد واپس نقدا به ترست فند تادیه بدارد. 3. تمام مفروشات خانۀ نهنت، فرنیچر، سامان نقره ای، مجسمه ها، وعکس های رسامی قرن های گذشته که جزو آن ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد و تمام این لوازم را از دارائی خود خریداری کرده بودم، بعد از فوت خانم من تحت نظر آقای داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی و حمید مجید و نمایندۀ بانکی که ترست فند درآن تمرکز دارد ذریعۀ موسسه ای که چنین اموال را در لیلام به فروش می رساند فروخته شود و حاصل فروش آن به حساب ترست فند اینجانب تادیه و ضمیمۀ سرمایۀ آن گردد. به همین قرار بعد از فوت خانم من، خانۀ نهنت نشیمن هردوی ما همرای جواهرات خانم من که جزو آن ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد، باید تحت نظر اعضای ترست فند و بانک به فروش رسیده و مبالغی که از فروش آن حاصل می گردد به سرمایۀ ترست فند ضمیمه گردد. به همین ترتیب سه هزار سهم IBM که نزد سیتی بانک نیویارک دارد به سرمایۀ ترست فند اینجانب (بعد از فوت خودش) افزوده گردد. 4. هرگاه خانم من وصیت نامۀ خود را فسخ کرده و میراث خود را به سه نفر اولاد خود یعنی حمید، هادی و حکیم مجید تقسیم نماید در اینصورت باید معاش سه پسر من (حمید، هادی و حکیم) که قرار این وصیت نامه تادیه می شود باید به نصف مبلغ معینه تقلیل و تحدید گردد. ولی معاش نواسه های من که بعد از فوت این سه نفر به ادارۀ ترست فند انتخاب می شوند مطابق مبلغی که در این وصیت نامه تذکار یافته طور مکمل تادیه گردد و تا وقتیکه افغانستان آزاد نگردیده قابل تادیه می باشد. فصل دوم -1-ادارۀ دارانی هائی که از من باقی می ماند و طبق این وصیت نامه باید دریک بانک تمرکز بیابد از طرف اشخاصی که در مادۀ دوم تا چهارم این فصل نام برده شده باید صورت بگیرد. همچنان تادیاتی که در این وصیت نامه تعیین گردیده و امور سرمایه گذاری ترست فند نیز توسط آنها انجام یابد. -2-حمید مجید و هادی مجید و محمد حکیم مجید باید هرسه نفرمتفقا اداره و نظارت ترست فند اینجانب را در دورۀ حیات خود با دونفری که در مادۀ سوم و چهارم این فصل تذکر یافته و با بانکی که سرمایۀ این ترست فند در آن تمرکز می یابد بعهده بگیرد. -3-آقای محمد عارف غوثی به معیت اعضائی که در مادۀ دوم این فصل تذکار یافته بحیث عضور درادارۀ این ترست فند و بررسی سرمایه گذاری آن و کنترول بیلانس و محاسبات عایدات و مصارف آن همکاری نماید. -4-همچنان آقای داکتر بشیر ذکریا تا وقتیکه حیات دارند در آخر هرسال یک مرتبه وقتیکه بیلانس این ترست فند ساخته می شود با اعضای متذکرۀ مادۀ دوم و سوم در بانکی که ترست فند تمرکز می یابد در کنترول بیلانس و محاسبات و مصارف ترست فند سهم گرفته و بررسی نمایند که تادیات از ترست فند و مصارف آن مطابق مقررات این وصیت خط باشد. بعد از فوت خودشان پسر شان جمال الدین این وظیفه را بدوش گرفته و بعد از او نواسۀ شان که از طرف پسر شان انتخاب می شود در ادارۀ ترست فند هذا تا وقت آزادی کامل افغانستان نسل به نسل سهم بگیرند. -5-هروقت یک نفر از اعضای سه گانۀ اداره کننده های ترست فند از فامیل اینجانب فوت می کند، عوض آن توری مجید نواسۀ من پسر حمید مجید به عضویت ترست فند باید انتخاب گردد. به همین قرار بعد از فوت حکیم مجید و توری مجید از پسران خود یک نفر را معرفی کنند ویا ذریعۀ وصیت نامۀ خودشان از پسران خود عوض خود را باید انتخاب بدارند که در ادارۀ ترست فند مطابق این وصیت نامه سهم بگیرند. به همین ترتیب نسل به نسل از پسران خود را به عوض خود تعیین بدارند. بعد از فوت حمید مجید و هادی مجید اگر پسر دوم حمید مجید دارای پسری باشد، قرار معرفی خود شان پسر خود را به عضویت سوم ترست فند انتخاب بدارند. اگر یکی از اعضای سه گانۀ فامیلی که توضیح گردیده پسری نداشته باشد، در این صورت عضویت اداره کنندگان ترست فند از فامیل اینجانب به دو نفر تقلیل یابد. -6-اعضای فامیل من که در مادۀ (5) ذکر گردیده اگر یک نفر از آنها دارای پسری نباشد باید از اولاد عضو دیگر فامیلی اینجانب که دارای دو پسر باشد، عوض خود را از اولاد دوم و سوم انتخاب نماید. اگر چنان اتفاقی افتد، که هر سه عضو ترست فند دارای پسری نباشند، در این صورت در عضویت ترست فند باید از قرار ذیل تغییراتی روی کار آورده شود: الف: از اولاد یا احفاد داکتر بشیر ذکریا یک نفر ب: از اولاد یا احفاد محمد عارف غوثی یک نفر ج: از اولاد یا احفاد داود ملکیار یک نفر به عضویت این ترست فند انتخاب گردیده و ادارۀ ترست فند را برای آینده به آن سه نفر بسپارند که آنها نسل به نسل مطابق به این وصیت نامه، ترست فند را تا هنگام آزادی افغانستان اداره بدارند. برای هریک از اعضای منتخبه از این سه فامیل سالانه هشت هزار دالر (8000$) از عواید این ترست فند معاش تادیه گردد. به این ترتیب استحقاق معاش شان تا وقتی دوام کند که افغانستان آزاد گردد. -7-از اعضای فامیل اینجانب هرگاه یکی بواسطۀ نداشتن پسر عوض خود را در ادارۀ ترست فند تعیین نکرده و فوت نماید، برای عایلۀ وی که از او باقی می ماند برای یک مرتبه از ترست فند به هر عایله سی هزار دالر(30000$) تادیه گردد بعدا معاش آنها قطع گردد. -8-تا خانم من حیات دارد در موضوع تادیۀ معاش برای آن اعضای ترست فند که از فامیل من انتخاب می شوند تنها به عبدالهادی مجید که فاقد بینائی می باشد ماهوار یک هزارو پنجصد دالر (1500$) طور معاش برایش تادیه گردد و این معاش وی تا که حیات دارد و بعد از آزادی افغانستان نیز از ترست فند تادیه شود. برای حمید مجید و حکیم مجید و توری مجید معاش آنها بعد از فوت والدۀ شان (خانم من) شروع گردیده و ماهوار یک هزار و دوصد دالر (1200$) تا که حیات دارند و بعد از حیات شان قرار تفصیل این وصیت خط به نسل های مابعد شان تا وقتیکه افغانستان آزاد می شود تادیه گردد. بعد از آزادی افغانستان مطابق تفصیل مابعد این وصیت نامه با ایشان رفتار بعمل آید. -9-برای سه دختر هادی مجید یعنی کاترین، نینا و ثریا هریک وقتیکه عمر شان به بیست و یکسال می رسد مبلغ بیست هزار دالر (20000$) یک دفعه ولی در مدت سه سال به سه قسط تادیه گردد. (یعنی هرسال ثلث مبلغ مذکور) به همین ترتیب برای بچۀ دوم حمید مجید، حمید دوم برای یک دفعه بیست و پنج هزار دالر(25000$) به سه قسط در ظرف سه سال پرداخته شود. -10-برای عارف غوثی تا وقتیکه حیات دارند و در ادارۀ ترست فند عضویت دارند سالانه شش هزار دالر(6000$) از مدرک عواید ترست فند معاش تادیه گردد و بعد از فوت او به پسر او که عوض خود بحیث عضو ترست فند معرفی خواهد کرد، مبلغ شش هراز دالر (6000$) سالانه معاش تادیه گردد. -11-برای داکتر بسیر ذکریا در صورتیکه سال یک دفعه در کنترول محاسبات ترست فند سهم می گیرند قراریکه با ایشان مفاهمه شده تا هنگامی که به وظیفۀ موجود خود در شفاخانه مشغول اند، معاش داده نشود ولی بعد از آنکه تقاعد کردند برای ایشان نیز سالانه از عواید ترست فند شش هزار دالر(6000$) معاش باید تادیه گردد. به همین قرار بعد از حیات شان پسر او و بعد از آن از دیگر احفاد او هرکس که به حیث عضو ترست فند تعیین می گردد، مستحق شش هزار دالر(6000$) سالانه معاش می باشند. معاشات متذکرۀ مادۀ (10) و (11) هردو تا وقتیکه افغانستان آزادی کامل خود را حاصل کند دوام می نماید و بعد از آزادی افغانستان از تسلط شوروی و رویکار آمدن یک حکومت ملی از طریق انتخابات، این معاشات و معاشات اعضای فامیل من قطع گردیده و عواید ترست فند هذا مطابق فصول و مواد مابعد این وصیت نامه مورد استفادۀ پوهنتون کابل قرار داده شود. -12-اعضای ترست فند سال یک بار در آخر هر سال برای بررسی و کنترول بیلانس و سرمایه گذاری دارائی ترست فند در شهری که بانک مسئول ترست فند اینجانب قرار دارد باید جمع شوند و بیلانس و سرمایه گذاری ترست فند را بررسی بدارند. آن اعضای ترست فند که در این شهر سکونت نداشته باشند و غرض اشتراک در این اجتماع حاضر می شوند، مستحق مصارف مصر برعلاوۀ معاش می باشند. به همین قرار هرگاه در وقت بحران های اقتصادی لازم افتد که به مقصد تجدید نظر در سرمایه گذاری ترست فند اجتماع نمایند، مصارف سفر آنها برای شان پرداخته شود. -13-هرگاه عایدات ترست فند در دورۀ ماقبل آزادی افغانستان از تسلط شوروی و کمونیست ها، معاشات اعضای اداری ترست فند و معاش خانم و دیگر اعضای خانواده ام را طبق این وصیت نامه کفایت نکند، کمبود معاشات شان از درک پانزده فیصد عواید خالص که ذخیره می گردد، تکافو و تادیه گردد. اگر مبلغ مجموعی 15 فیصد عواید ترست فند متذکره نیز تکافوی کمبودی معاش را نتواند، معاشات شان به همان تناسب موقتا تخیفیف داده شود. -14-این طرز ادارۀ ترست فند اینجانب تا وقتی دوام می کند که افغانستان مانند امروز تحت اسارت روسیۀ شوروی ویا حکومت کمونیسی دست نشاندۀ آن قرار گرفته باشد. هر وقتی که افغانستان بصورت کامل آزاد گردید، و تحت ادارۀ رژیم شاهی ملی ویا جمهوریت ملی آزاد و غیر کمونیستی از راه انتخابات آزاد ملی قرار گرفت شکل ترست فند اینجانب به شکل ذیل تغییر می یابد: الف: معاش هائی ک برای سه نفر از فامیل اینجانب و نسل های مابعد آنها و فامیل های داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی در این وصیت نامه تعیین شده، بعد از آزادی افغانستان باید قطع گردد. اشخاص ذیل از این امر مستثنی اند: 1. اگر خانم من و هادی مجید حیات داشته باشند، تا آخر دورۀ حیات شان باید معاشات ایشان کاملا پرداخته شود. 2. اگر حمید مجید و هادی مجید یکی یا هردوی شان فوت کرده باشند، برای خانم حمید مجید و خانم هادی برای هریک از آنها تا آخر حیات شان سالانه هشت هزار دالر (8000$) از ترست فند معاش تادیه گردد. ب: برای هریک از اعضای فامیلی من که عضویت ادارۀ ترست فند راقرار تفصیل این وصیت نامه قبول نکرده و به افغانستان نرفته و تابعیت افغانستان را قبول نکنند، برای یک دفعه بیست هزار دالر (20000$) برای هریک از اعضای سه گانه فامیلی پرداخته شود و بعدا علایق و معاش آنها باید قطع گردد. ج: اگر هریک از اعضای فامیلی من آنهائی که عضویت ترست فند را داشته باشد و بعد از آزادی کامل افغانستان، قرار آرزوی من، تابعیت افغانستان را قبول و به مملکت خود مراجعه کرده و تعهد کند که تا آخر عمر در وطن خود زنده گانی می نماید برای هریک ازیک تا سه فامیل آنهائی که عضویت ترست فند را دارا بودند و چنان باقی مانده باشند به هر یک فامیل که مراجعه بدارد برای یک دفعه مبالغی که ذیلا تذکر داده می شود تادیه گردد: الف: سی و پنج هزار دالر(35000$) بعد از رسیدن به کابل جهت خرید یا ساختن یک خانۀ نشیمن پرداخته شود. ب: برای هریک فامیل و یک دفعه دوصد وبیست هزار دالر (220000$) بدین قرار پرداخته شود: 1. مسافرت شان از امریکا نقدا از همان دوصد وبیست هزار دالر مجرا گردد. 2. متباقی دوصد وبیست هزار دالر بنام هریک از سه فامیلی که به افغانستان به شرایطی که گفته شد مراجعه می دارد در بانک ملی کابل به حسابات مفادی به ودیعه گذاشته شود. بانک مذکور در آخر هر سال آنچه مبلغی را که عاید سالانۀ حساب مفادی آنها شده باشد و از اصل سرمایه نیز هرسال برای هریک از فامیل دوازده هزار دالر نقد جهت مصارف شان تادیه گردد که مصارف زندگانی و عایلۀ شان تامین شود. فصل سوم بعد از آزادی کامل افغانستان و تاسیس حکومت آزاد ملی قراریکه توضیح شد (یعنی از طریق رای آزاد و لویه جرگه رویکار شدن یک حکومت غیر کمونیستی و آزاد از نفوذ روسیه) این ترست فند باید به ترتیب ذیل اداره و مورد استفاده قرار داده شود: -1-سرمایۀ ترست فند اینجانب دریک بانک امریکا باید باقی بماند و شکل اداره و مصرف از عواید آن بدین قرار تغییر یابد: الف: در این دوره سرمایه گذاری ترست فند و محاسبات سالانۀ آن از طریق سفیر حکومت مستقل افغانستان در واشنگتن دی سی به اتفاق یک بانک که سرمایۀ ترست فند و سرمایه گذاری های آن در آنجا تمرکز یافته باید اداره و کنترول شود. ب: در آخر هرسال هر مبلغی که از مفاد خالص ترست فند عاید می شود 20% (بیست فیصد) آن برای توسعۀ سرمایۀ ترست فند در بانک گذاشته شود و 80 % (هشتاد فیصد) باقی مانده مفاد خالص بعد از مصارف کمیشن بانک به حساب پوهنتون کابل انتقال یابد. پوهنتون کابل باید عایدات سالانه ای را که به آن تعلق می گیرد مطابق مواد ذیل مورد استفاده قرار دهد: -2-یک هیئت ترست تعیین گردد که در آن اشخاص ذیل عضویت داشته باشند: یک نفر از اعضای فامیل اینجانب که به افغانستان مراجعت کرده باشد و یک نفر از خانوادۀ داکتر بشیر ذکریا و یک نفر از خانوادۀ آقای عارف غوثی و سه نفر هم از استادان پوهنتون کابل که به اکثریت آرای استادان پوهنتون انتخاب شده باشند با رئیس پوهنتون کابل متفقا ادارۀ هشتاد فیصد عواید ترست فند را که برای انکشاف تعلیم و تربیۀ مملکت تخصیص داده شده بعهده بگیرند. -3-مبالغ ناشی ازهشتاد فیصد عواید ترست فند باید برای توسعه و انکشاف تعلیمات عالی مملکت مطابق به هدف معینۀ این وصیت نامه به مصرف برسد. -4-فیصلۀ هیئت ترست بر اساس اکثریت آراء در حدود و هدف مقرارات این وصیت نامه قابل اجرا می باشد. تبصره: ترتیب توزیع مفاد خالص ترست فند طوریکه توضیح شده رعایت گردد و مخصوصا بیست فیصد آن باید هر سال جهت تقویۀ سرمایۀ ترست فند به اصل آن افزوده گردد تا ترست فند از بین نرود. فصل چهارم هدف این وصیت نامه از تشکیل ترست فند مبتنی بر مقاصد ملی بوده و به همین منظور عواید مربوط آن نیز برای کمک به انکشاف تعلیم وتربیت در افغانستان تخصیص داده شده تا مطابق مواد ذیل بکار برده شده و هدف اصلی برآورده شود: -1-در مرحلۀ اول باید از مدرک هشتاد فیصد عایدات سالانۀ ترست فند که بعد از استقلال افغانستان به کابل انتقال می یابد، یک لیلیه برای شاگردانی که از لیسه های ولایات بغرض تحصیلات عالی به پوهنتون کابل می آیند تاسیس گردد. -2-در این لیلیه مصارف خوراکۀ شاگردان مستحق که در آن گرفته خواهند شد نیز از مدرک عایدات سالانۀ ترست فند اجراء گردد. -3-مصارف حفظ و مراقبت عمارت لیلیه نیز از همین مدرک تادیه گردد. -4-هرسال در حدود بودجۀ سالانۀ ترست فند یک تعداد فارغان لیسه های ولایات که آرزوی تعلیمات عالی را داشته و واجد شرایط آتی باشند، در این لیلیه برای تعلیمات عالی پذیرفته شوند: شرایط قبول شاگردان در این لیلیه: الف- از صنف 12 به درجۀ اول فارغ شده و در امتحان شمول پوهنتون موفق شناخته شده باشد. ب- از یک فامیل بی بضاعت باشد. تبصره: شق تحصیل اینگونه شاگردان نیز باید مطابق به استعداد آرزوی خود شان تعیین شود. -5-مبالغ باقی مانده «بعد از تکافوی مصارف لیلیه» در بودجۀ عواید سالانۀ ترست فند برای تهیۀ شانس تحصیلات عالی در خارج به ترتیب ذیل مورد استفاده قرار گیرد: الف – یک عده شاگرانی که بدرجۀ اول از فاکولته های مربوطه در شقوق ساینس، تکنولوژی، اقتصاد ملی، تعلیم و تربیه، زراعت و حفظ الصحه فارغ التحصیل شده اند، و پوهنتون بخواهد که آنها را برای معلمی در رشته های متذکره تربیه کند، به خارج برای تحصیلات عالی تر اعزام دارند، مصارف اسکالرشب آنها از همین عواید سالانۀ ترست فند تمویل گردد. مشروط به اینکه در کشور های غیر کمونیستی یعنی به امریکا، اروپای غربی، جاپان و غیره اعزام شوند. ب- کسانیکه از این مدرک مصارف تحصیل شان در خارج تادیه می شود باید تضمین نمایند که بعد از ختم تحصیلات در خارج به وطن بازگشته و مطابق ضرورت پوهنتون کابل برای مدت چهارده سال خدمت کنند. در این صورت در مدت دوازده سال اول خدمت شان علاوه بر معاش مقرره ای که از ادارۀ مربوطه اخذ می دارند، ماهانه هزار افغانی از مدرک عواید ترست فند برای شان تادیه گردد. در صورتیکه این گونه شاگردان از خارج برنگردند، ضامن شان باید مصارف رفت و آمد و تحصیل شان را در خارج پس به ترست فند تادیه بدارند. فصل پنجم ادارۀ ترست فند در افغانستان -1-بعد از اینکه هشتاد فیصد عواید سالانۀ ترست فند (که همیشه در بانک خارج می باشد) غرض استفادۀ پوهنتون کابل به کابل انتقال می یابد، یک هیئت نظارت ترست فند در داخل افغانستان از آن طبق این وصیت نامه وارسی خواهند کرد. -2-هرگاه اعضای فامیل اینجانب و فامیل های داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی در خارج به حیث تبعۀ خارجی ماندند، در این صورت مجلس استادان پوهنتون کابل سه نفر را از بین خود به اکثریت آراء انتخاب می کنند و آن سه نفر با رئیس پوهنتون و وزیر معارف وظیفۀ نظارت عواید ترست فند را بعهده بگیرند. -3-فیصله های این هیئت در صورتی قابل اجرا می باشد که مطابق به اهداف و مواد این وصیت نامه بوده و به اکثریت آراء اتخاذ شده باشد. -4-این هیئت حق ندارد که ترست فند را لغو کند و یا ترتیب متذکره و توزیع عواید سالانۀ آنرا «یعنی 20% ذخیره به سرمایۀ فند و 80% برای مصارف متذکره» تغییر دهد. این ترتیب توزیع بالاخص ذخیرۀ 20% عاید سالانه بر اصل سرمایه باید رعایت شود تا ترست فند انکشاف نماید. فصل ششم: در صورتیکه افغانهای مقیم امریکا متحدا یک قطعه زمین را در واشنگتن دی سی ویکی را در لاس انجلس به مقصد قبرستان برای افغانهائی که در اینجا فوت و دفن خواهند شد تعیین نمایند و برای آن یک نفر محافظ نیز مقرر کنند، پس برای تدارک مصارف آن چنین پیشنهاد و تعهد می کنم: الف: هر افغان که عضویت این اجتماع را می پذیرد، تعهد می کند که سالانه 15 تا 40 دالر حق العضویت بدهد. ب: سه نفر را ازبین خود هیئت تعیین نمایند تا به خریداری زمین و بعدا به مراقبت و نگهداری قبرستان موظف شوند. ج: در صورتیکه مادۀ الف و ب عملی شود، من هم تا حیات دارم سالانه به هر کدام از این دو محل سالانه دوصد وپنجاه دالر تادیه می کنم. بعد از فوت اینجانب، اعضای ترست فند که در این وصیت نامه تعیین کرده ام از مدرک سالانۀ ترست فند تا زمانیکه افغانستان آزاد می شود سالانه مبلغ یک یک هزار دالر به ادارۀ قبرستان در واشنگتن و لاس انجلس تادیه بدارند. البته بعد از آزادی کامل افغانستان این تادیات قطع گردیده و عاید ترست فند طبق این وصیت نامه به پوهنتون کابل انتقال یابد.
+ نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/09/05 و ساعت
8:53 بعد از ظهر |
![]()
مسوولین شورای ولایتی هرات از افزایش اختطاف ها اظهار نگرانی می کنند و به مقام های محلی این ولایت هشدار میدهند در صورت ادامه این روند دست به اعتراض های مدنی خواهند زد. رئیس این نهاد مردمی میگوید به همین منظور نشست بررسی مشکلات امنیتی ،اجتماعی و انکشافی را با حضور مسوولان و اعضای نهاد های جامع مدنی راه اندازی کرده است. داکتر عبدالظاهر فیض زاده رئیس شورای ولایتی هرات با اینکه از کار کرد های ارگان های امنیتی طی چند ماه گذشته تقدیر می کند اما تاکید دارد که از چندی بدین سو افزایش اختطاف ها در شهر و برخی ولسوالی ها مردم را نگران ساخته است. او میگوید با اینکه برخی افراد اختطاف گر در برخی ولسوالی ها از جمله ادرسکن شناسایی شدند اما تاکنون ارگان های امنیتی این افراد را بازداشت نکردند. او هشدار میدهد در صورتیکه مشکل اختطاف های اخیر حل نشود آنها مجبور خواهند شد تا از دولت مرکزی بخواهند تا برخی از مسوولین از پست هایشان برکنار شوند. او تاکید می کند در صورتت بی توجه ای دولت به خواست آنها انها دست به اعتراض های مدنی خواهند زد. در عین حال شماری از اشتراک کنندگان در این مراسم نیز از ارگان های امنیتی خواستند تا تلاش بیشتری برای جلوگیری از اختطاف ها در شهر هرات انجام دهند. در عین حال محی الدین نوری سخنگوی والی هرات تاکید می کند که بسیاری از اختطاف ها در هرات جنبه واقعی ندارد. او تاکید می کند که میزان آدم ربایی ها نسبت به سال های گذشته در هرات کاهش چشمگیری یافته و طی این مدت صد ها تن به اتهام آدم ربایی بازداشت و روانه زندان شدند. در عین حال شماری از کارشناسان با اینکه تاکید دارند که اختطاف در هرات باعث شده تا برخی از تاجران سرمایه های خود را از هرات خارج کنند اما از جهت دیگر میگویند اختطاف ها در هرات جنبه سیاسی یافته و برای تبدیلی برخی مسوولان محلی هر چند مدت یک بار روی دست گرفته می شود. مقام های امنیتی در هرات تاکید دارند که امنیت نسبت به گذشته بهبود یافته و اختطاف ها نیز کاهش یافته است. روزنامه هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
1:36 بعد از ظهر |
سخنگوی والی هرات : ما از افزایش اختطاف نگران هستیم ![]()
آنان پولیس را متهم به این میکنند که نتوانستهاند از چندین حادثهی آدمربایی جلوگیری کنند. در همین حال امنیت ملی هرات یک گروه از آدمربایان را بازداشت کردند. اینها افرادیاند که یک تَن را در ولسوالی ادرسکن ربوده بودند و قصد داشتند تا یک کودک را هم از شهر هرات بربایند. محیالدین نوری میگوید: سه تن از این افراد آدمربا هستند و دو تن دیگر پشتیبان آنان. او این افراد را آدمربا و دهشتافکن خواند و گفت که از ولسوالی ادرسکن بازداشت شدند. از نزد این افراد دو میل کلاشنیکوف, یک میل تفنگچه و دو عراده موتر بهدست آمده است. روز گذشته بود که شورای ولایتی هرات اعلام کرد, نگران آدمرباییهاست. عبدالظاهر فیضزاده رییس این شورا به مقامهای بلندپایهی هرات هشدار داد که اگر این دشواری را از بین نبرند, آنان مجبور به تغییر چهرهها هستند. در همین حال سخنگوی والی هرات از اینکه پولیس نتوانسته است جلوچندین حادثهی آدمربایی را بگیرد ابراز نگرانی کرد. او همچنین گفت: ادارهی هرات هم نگران آدمرباییهاست. با اینکه سخنگوی والی هرات انگیزهی آدمرباییها را اقتصادی میداند؛ ولی برخی از کارشناسان دستهای سیاسی را هم در آن دخیل میدانند. آدمربایی در هرات پیشینهی چندین ساله دارد. نگرانی از این امر تا آناندازه بالا بود که وزیر داخلهی کشور را به این ولایت کشاند. گزارش از روزنامه هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
1:27 بعد از ظهر |
گزارش از روزنامه هرات ![]()
بیش از ۷۰۰ تن از زندانیانِ زندان هرات, معتاد به مواد مخدراند. مسوولان مدیریت عمومی زندانها از این امر نگران هستند و میگویند که آنان بایستی به شفاخانه انتقال داده شوند, نه زندان. اینها زندانیانی بودند که امروز با فرمان رییس جمهوری آزاد شدند. مدیر زندان هرات میگوید که این زندانیان بایستی زودتر از این آزاد میشدند چون, فرمان در نخستین روزهای این ماه صادر شده بود؛ ولی روند آزادی آنان را کند پیش رفت. زندانیانی که آزاد شدند بیش از هشتاد تَن هستند. از سوی دیگر مدیر زندان از وجود افراد معتاد در زندان ابراز نگرانی کرد. او گفت که بیش از هفتصد زندانی معتاد به مواد مخدر هستند. وی افزود که جای این افراد در زندان نیست و بایستی آنان به شفاخانه انتقال داده شوند. زندان هرات با دشواریهای گوناگونی رو-به-روست. این زندانیان به سختی در آنجا بهسر میبرند. شاهمیر امیرپور مدیر عمومی زندانهای غرب کشور میگوید که مشکل اصلی در اینجا کمبود جا است. او گفت: این زندان گنجایش تنها ۴۰۰ زندانی را دارد, در حالیکه هماکنون بیش از ۲۵۰۰ زندانی در آنجا ساکناند. بهگفتهی آقای امیرپور, همین مسئله سبب شده که بارها زندانیان با هم درگیر شوند و همچنین شاید در آینده مبتلا به بیماریهای ساری و روانی شوند. هرچند بسمالله محمدی وزیرداخلهی کشور که چندی پیش به هرات سفر کرده بود از زندان هرات راضی بهنظر میرسید؛ ولی بارها زندانیان از مشکلات گوناگون سخن گفتهاند و اکنون مسوولان این زندان وضعیت آنرا خوب گزارش نمیدهند. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
1:14 بعد از ظهر |
تونل سالنگ در ارتفاع 3950 متر از سطح دریا و در موقعیت مرکزی کوههای پر برف هندوکش قرار دارد. طول این تونل 2,7 کیلو متر میباشد. کار ساخت این تونل در سال1337 آغاز و پس از 6 سال در سال 1343 ختم گردید. کار ساخت این پروژه در زمان صدارت داوود خان با همکاری دولت وقت شوروی آغاز شد. ارتفاع این تونل 5 متر و دارای عرض 6 متر می باشد. بیشتر کار این پروژه توسط نیروهای ارتش افغانستان در زمان محمد نسیم خان انجام شده است. هزینه احداث این تونل 636 میلیون دالر آمریکایی بوده است. این تونل فاصله بین شمال و جنوب افغانستان را 110 کیلومتر کوتاه تر کرده است. این تونل شمال افغانستان را به جنوب افغانستان متصل مینماید. قبل از احداث این تونل وسیله تجارت و انتقالات از میان کوهای پر برف برای دولت و مردم خیلی مشکل بود + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
12:17 بعد از ظهر |
دوکتور داوود شاه صبا والی هرات در مراسم گشایش این کارخانه گفت که ایجاد اولین کارخانۀ داروسازی در این ولایت گامی مثبت درعرصۀ تولید داروهای با کیفیت در افغانستان است و باعث رشد و ترقی هرات خواهد شد. وی از دیگر بازرگانان نیز خواست تا به ایجاد چنین کارخانه هایی اقدام نمایند. آمنه افضلی وزیر کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین نیز در محفل گشایش این کارخانه گفت که با ایجاد این کارخانۀ داروسازی، زمینۀ کار برای ده ها نفر از شهروندان هرات، فراهم می شود. وی، ایجاد چنین کارخانه هایی را از یک سو برای رشد اقتصاد کشور و از سوی دیگر برای فراهم سازی کار برای شهروندان، مفید خواند. عبدالکریم شیرزاده رییس کارخانۀ داروسازی نیز می گوید که این کارخانه زیر نام «اویسن» می باشد که با سرمایۀ سه میلیون دالر فعالیت می نماید. به گفتۀ وی این کارخانه، روزانه ظرفیت تولید بیش از 120 هزار بوتل شربت، قطره و دیگر داروها را دارا می باشد که از کیفیت بلندی برخوردار استند. شهرک صنعتی هرات، در بیست کیلومتری جنوب شهر هرات، موقعیت دارد و در سال 1381 ایجاد گردیده است و تا اکنون بیش از سه صد کارخانه در بخش های مختلف در آن تولیدات دارند و صدها نفر در آن جا مصروف کار اند. سادات علوی –هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
12:2 بعد از ظهر |
22 پروژۀ عام المنفعه در ولسوالی پشتون زرغون ولایت هرات، روز گذشته گشایش یافت. محی الدین نوری سخنگوی والی هرات به خبرگزاری بست باستان گفت که هزینۀ این پروژه ها بیش از 25 میلیون افغانی بوده که از سوی وزارت احیا و انکشاف دهات و کمک ده درصدی مردم این ولسوالی پرداخت شده است. او افزود که این پروژه ها شامل ساخت 436 متر کانال، 349 متر دیوار استنادی، 49 بند آب گردان، سی پایه پلچک، 24 کیلومتر سرک و یک باب مجتمع فرهنگی می باشد. آقای نوری می گوید که از این پروژه ها بیش از سه هزار خانواده بهره مند شدند. گفتنی است که وزارت احیا و انکشاف دهات از طریق چندین برنامۀ ملی، در راستای تطبیق پروژه های بازسازی در روستاها کار می کند. سادات علوی – هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
12:0 بعد از ظهر |
منسوبین ریاست امنیت ملی یک گروه پنج نفری آدم ربا و اکمال کنندۀ آدم ربایان را در هرات، بازداشت کردند. محی الدین نوری سخنگوی والی هرات روز گذشته در یک نشست خبری که در ریاست امنیت ملی برگزار گردیده بود، گفت که این افراد به نام های ولی جان، مجید، عبید الله، فیض محمد و محمد گل که باشنده گان ولایت هرات،می باشند که چندی پیش پسر یک بازرگان را از داخل شهر هرات ربوده بودند و از نزد خانواده اش مطالبۀ پول نموده بودند که از سوی منسوبین ریاست امنیت ملی از شهر و ولسوالی ادرسکن هرات، همراه با چند میل سلاح بازداشت شدند و پسر بازرگان نیز از نزد این گروه آدم ربا رها گردید. نوری گفت که از جملۀ این گروه آدم ربا، دو نفر آنان اکمال کنندۀ گروه آدم ربا می باشند. گفتنی است که افراد بازداشت شده به جرم خویش اعتراف کردند. سادات علوی –هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:59 قبل از ظهر |
رقابت های انتخابی تیم ملی فوتسال عصر روزگذشته در جمنازیوم میرویس در هرات آغاز شد. در آغاز این رقابت ها، دوکتور داوود شاه صبا والی هرات، عبدالقیوم جامی آمر ورزشی و شماری از ورزشکاران اشتراک داشتند. عبدالقدیر جویا نمایندۀ فدراسیون فوتبال در هرات گفت که هدف از برگزاری این رقابت ها انتخاب بیست چهرۀ برترتیم ملی فوتسال از سوی هیئت فدراسیون فوتبال افغانستان است که در این رقابت ها هشت تیم از ولایت های هرات، کابل، فراه و نیمروز اشتراک کردند. چهار تیم از هرات و دو تیم از کابل می باشند، اما تیم ولایت های دیگر به سبب نبود امکانات در این رقابت ها اشتراک نتوانستند. جویا گفت که این دومین دور رقابت های فوتسال در افغانستان می باشد که به ابتکار آمریت ورزشی و نماینده گی فدراسیون فوتبال در هرات، برگزار گردیده که مصارف این رقابت ها را آمریت ورزشی، نماینده گی فدراسیون فوتبال و بازرگانان هرات می پردازند. گفتنی است که در نخستین روز این رقابت ها، تیم های ستاره آزاده گان هرات و آزادی کابل با هم به رقابت پرداختند. این رقابت ها به مدت هشت روز ادامه دارد. سادات علوی –هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:57 قبل از ظهر |
نشست دو روزه روسای شوراهای ولایتی ولایات حوزه غرب کشور، به میزبانی شورای ولایتی هرات و با حضور دوکتور داودشاه صبا والی هرات بکار آغاز کرد. دوکتورعبدالظاهرفیض زاده رئیس شورای ولایتی هرات هدف عمده این نشست راهماهنگی بهتر و تامین رابطه بین ولایات درحوزه های فرهنگی اجتماعی وامنیتی، بررسی مشکلات مردم و ارائه آن به اعضای کابینه درجریان هفته جاری عنوان نموده و گفت: قراراست نتیجه مباحث وگفتگوهای این نشست؛ دوشنبه همین هفته به مقامات مرکزی ، معاون رئیس جمهور وبرخی وزرای کابینه مطرح گردد. آقای فیض زاده با بیان این مطلب که هرات تامین کننده خوب هماهنگی بین ولایات غرب کشورمیباشد، نسبت به نتایج این نشست نیز ابراز خوشبینی نمود. با این همه رئیس شورای ولایتی گفت نماینده گان مردم در خلال دو روز آینده بر علاوه بحث پیرامون موضوعات مهم امنیتی اقتصادی واجتماعی این حوزه، روی اهمیت پیمان استراتیژیک با ایالات متحده امریکا، پروسه صلح ومرحله سوم انتقال مسولیت های امنیتی نیزصحبت می کنند. رئیس شورای ولایتی همزمان با این از عدم تحقق وعده های مسولان پروسه انتقال در دوره اول ودوم انتقال بخصوص در بخش افزایش تشکیلات نیرووهای امینتی واختصاص بودجه های مورد نیازب ازسازی ابراز نارضایتی نمود. درهمین حال دوکتور داودشاه صبا والی هرات نیز از برگزاری این نشست و بحث پیرامون موضوعات مهم وسرنوشت ساز استقبال نمود و بابیان این مطلب که عقب ماندگی هریک از ولایات زون غرب بر وضعیت کلی سایر ولایات همجوار اثرگزار است گفت: اداره محلی هرات تلاش نموده است تا زمینه را به اجرای پروژه هایی مساعد سازد که موثریت آن تمام مردم این حوزه برسد. دوکتور صبا بصورت نمونه از مساعی مقام ولایت در زمینه آغاز قیر ریزی جاده حلقوی هرات بادغیس و هرات چغچران نامبرد. آقای صبا به شرکت کنندگان این نشست سفارش نمود تا دربخش قیرریزی جاده های ولایتی وهمچنان سرک های ولسوالی ها به مراکز شهرها بیشترتمرکزنمایند. بااین همه سعید احمدخاموش ریئس انسجام شوراهای ولایتی ارگان های محل نیزازنقش شورای ولایتی در زمینه تدارک و برگزاری این نشست تقدیرنمود. همچنان عبدالعزیزصمیم رئیس دفتران دی آی درغرب افغانستان نیزهدف عمده ای نشست را تشریک مساعی بین شورای های ولایتی، استفاده وتبادل تجارب اعلام کرد که دفتران دی ازشش سال بدینسو در بخشهای مختلف همکاری نزدیک شورای ولایتی است و درین مدت برعلاوه تدارک سفرهای نماینده گان مردم به مرکزکشور و ولسوالی ها دربخش های مختلف همکاری جدی داشته است . قابل یاداوریست جلسه مشترک روساومعاونین ومنشی های شورای های ولایتی ولایات غور، بادغیس، فراه و نیمروزکه به میزبانی شورای ولایتی و همکاری دفتران دی امروز بکارآغازکرد فردا نیزادامه خواهدداشت. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:49 قبل از ظهر |
همزمان با معرفی رئیس جدید محکمه استنیاف ولایت هرات به جامعه قضات، بر تلاش های بیشتر بخاطر تامین عدالت و مبارزه با فساد اداری تاکید شد . قضاوتمند سید عبدالغفار زبیر ازکدرهای جوان و تحصیل یافته ولایت هرات که براساس پیشنهادمقام عالی ستره محکمه ومنظوری ریاست جمهوری اسلامی افغانستان به حیث رئیس محکمه استیناف ولایت هرات مقررشده است؛ امروز از سوی دوکتورداودشاه صباوالی هرات، بهالدین بهامعاون ستره محکمه وشماری زیادی از مقامات ارشد دولتی به شمول جامعه روحانیت و مشایخ، علمای کرام دین به همکاران معرفی شد. مراسمی که به همین هدف در تالار فرهنگی شاه امن الله غازی برگزارشده بود، بهالدین بهامعاون ستره محکمه ضمن صحبت بیان اهمیت ونقش قضات درتامین عدالت، برتشریک مساعی بین قوه های مجریه قضائیه و مقننه بخاطرتحقق آرزوهای مردم تاکید نمود. آقای بهاخواهان همکاری جدی همه قضات ومسولان دیوان ها بارئیس جدید محکمه استنیاف شد. همزمان با این دوکتورداودشاه صباوالی هرات نیز بابیان این مطلب که اساس دین مبین اسلام برعدالت بنیان گزاری شده است گفت عدالت اجتماعی زمانی که حداقل درجامعه از قوه قضائیه توانمند مستقل و باظ رفیت برخوردار باشیم. والی هرات با رضایت بخش خواندن کارکردادارات عدلی وقضایی در سطح این ولایت به تناسب سایر ولایات کشورگفت که اداره محلی همکاری نزدیک و حامی جدی فعالیت های قانونمندارگان های عدلی وقضایی است . از سوی دیگرالحاج مولوی خدادادصالح ریئس شورای عالی علماوروحانیون حوزه غرب کشور نیز در صحبتی تقرر آقای زبیرب حیث رئیس محکمه استیناف ولایت هرات را به فال نیک گرفته، همکاری کامل جامعه روحانیت هرات را بارئیس جدید اعلام کرد. رئیس شورای علمادرغرب افغانستان میگوید سویه علمی قضات در ولایت هرات در حال حاضر با مراجع قضایی معتبر جهان اسلام برابری میکندکه این امرمایه خوشحالی است . همچنان دوکتور عبدالظاهرفیض زاده رئیس شورای ولایتی نیز در صحبتی نیاز اصلی رسیدن به حکومتداری خوب را تامین عدالت عنوان کرد و از استخدام قضات جوان و تحصیل یافته در محکمه ولایت هرات به نیکی یاداوری نمود. رئیس شورای ولایتی اظهار امیدواری نمودتاباتلاش مضاعف دست اندرکاران محاکم درهرات فساد و بدامنی و اختطاف ها ریشه کن شود. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:48 قبل از ظهر |
چهار تن از اعضای یک فامیل در ولسوالی کشک کهنه از اثرخوردن سماروق سمی جان های شان را از دست دادند. این افراد شب گذشته بعد از مصرف مقداری سماروق که از دشت های این ولسوالی جمع آوری شده بود ابتدا مصموم و سپس جان های شانرا ازدست دادند. چهار تن از قربانیان این رویدادکه جان های خود را از دست داده اند، شامل دو مرد و دو زن از اعضای یک فامیل میباشد. دو نفر دیگر از اعضای این فامیل که از وضعیت جسمانی نامناسب برخوردارمیباشند و غرض تداوی به شفاخانه هرات انتقال یافته اند در حال حاضر تحت درمان میباشند. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:47 قبل از ظهر |
جریان محاکمه یک تن متهم به راهزنی در محکمه استیناف هرات + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1391/02/24 و ساعت
11:44 قبل از ظهر |
دوشنبه 15 حوت 1390 خورشيدی برابر با 5 مارچ 2012 ميلادی
"پلدوستی" در شمال افغانستان راه گریز ابرقدرتها 2 دهه پس از خروج شوروی از افغانستان، اولین کاروانهای تجهیزات نظامیان آمریکایی و ناتو با عبور از پل دوستی خاک افغانستان را ترک کردند و گویا تاریخ تکرار میشود. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، 22 سال پس از خروج آخرین نظامی ارتش شوروی سابق از پل دوستی واقع در مرز افغانستان و تاجیکستان، هفته گذشته نخستین کاروان تجهیزات نیروهای آمریکایی از همین نقطه خارج شد. نظامیان شوروی پیشین پس از یک دهه جنگ، در سال 1358 شمسی با عبور از پل دوستی، افغانستان را ترک کرد و اکنون آمریکا نیز راه شوروی پیشین را در پیش گرفته است و به اعتقاد کارشناسان، این پل راه فرار ابرقدرتها از افغانستان محسوب میشود. تفاوت ورود و خروج 2 ابر قدرت در فاصله 2 دهه عبدالواحد طاقت کارشناس مسائل سیاسی افغانستان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، معتقد است که بخش بزرگی از زیربناهای افغانستان امروز با همکاری شوروی پیشین ساخته شده و هزاران غیرنظامی روس به منظور بازسازی و نوسازی در این کشور حضور داشتند اما رفتار توهینآمیز بین افغانها و روسها رد و بدل نشد. وی افزود: وقتی شوروی پیشین با حضور نظامی سنگین خود بر افغانستان سایه انداخت و روحیه اشغالگرانه پیدا کرد، مردم افغانستان در برابر آنان واکنش منفی نشان داده و آنان را وادار به خروج کردند. این کارشناس افغان خاطر نشان کرد: اکنون نظامیان غربی نه تنها در بازسازی افغانستان به صورت واقعی سهم نگرفتهاند بلکه با چکمههای نظامی وارد این کشور شده و تمامی داراییهای این کشور را به تاراج بردند. طاقت تصریح کرد: نظامیان شوروی زمانی که افغانستان را ترک کردند، در این کشور یک دولت مقتدر حاکم بود که با وجود فشارهای گسترده مجاهدین توانست 3 سال دیگر بر سر قدرت باقی بماند اما دولت فعلی مقتدر نیست و احتمال آسیبپذیری آن بسیار زیاد است. خروج جنگافزارها و افغانستان خلع سلاح این تحلیلگر نظامی افغان گفت: نظامیان انگلیسی در نظر دارند که هنگام خروچ از افغانستان 11 هزار کانتینر را با خود خارج کنند که گمان برده میشود در آن هیروئین و مواد معدنی با ارزش جاسازی شده باشد در حالی که شوروی پیشین تمام تجهیزات و امکانات نظامی و غیرنظامی خود را به دولت وقت افغانستان واگذار کرد. وی افزود: اگر در این کانتینرها جنگافزارهای این نظامیان است، چرا آن را خارج میکنند در حالی که ارتش افغانستان توسط این کشورها خلع سلاح شد؛ به امید این که جنگافزارهای به روز دریافت میکند. طاقت با اشاره به رشد روزافزون کشورهای منطقه گفت: این عین دشمنی غربیها با افغانستان است که این کشور را خلع سلاح کرده و ترک میکنند. به گفته وی، شوروی زمانی که افغانستان را ترک کرد هنوز در پی تضعیف مجاهدین افغان بود اما غرب به تروریسم هویت بینالمللی داد. وی افزود: آمریکا و شرکای غربی خود به تروریسم هویت بینالمللی داده و تلاش دارند آنان را بر افغانستان مسلط کنند تا اهداف خود را در سایه ناامنی این کشور اجرا کنند کنند اما شوروی پیشین تا آخرین نفس درصدد تضعیف مخالفان خود بود. چالشهایی که خروج 2 ابرقدرت را از افغانستان رقم زد عبدالجبار شلگری عضو پیشین پارلمان افغانستان نیز معتقد است که واکنشهای تند مردم افغانستان علیه نظامیان خارجی، و دیگر مشکلات سبب خروج این نظامیان از افغانستان شده است؛ امری که کمکان شباهتهایی با خروج ارتش سرخ در 22 سال پیش از افغانستان دارد. این عضو پیشین پارلمان افغانستان افزود: آمریکا و متحدان نظامی آن به اهدافی همچون نابودی تروریسم، مبارزه با مواد مخدر و پایان دادن به خشونتها نرسیدند. به عقیده وی، پس از خروج نظامیان خارجی از افغانستان، طالبان خود را پیروز میدان خواهند دانستند، همانگونه که مجاهدین پس از خروج ارتش سرخ از افغانستان عنوان کرده بودند. شلگری تصریح کرد: تفاوت اساسی میان خروج نظامیان شوروی و آمریکایی این است که مجاهدین پیروز میدان شدند، اما شبهنظامیان طالبان به هیچوجه پیروز نخواهند شد زیرا مردم از این گروه حمایت نمیکنند. پیشگیری از چالشهای پس از خروج ناتو از افغانستان پس از خروج ارتش سرخ افغانستان اراده این کشور همچنان بر سرنگونی دولت به جا مانده، پا برجا بود و سرانجام پس از 3 سال دولت کمونیستی به رهبری نجیبالله سقوط کرد. اکنون نیز برخی نگرانیها در مورد بروز جنگ داخلی در این کشور وجود دارد. شلگری راه حل این نگرانیها را پیشبرد مذاکرات صلح میان دولت افغانستان با طالبان و سایر گروههای مسلح مخالف دولت میداند. وی افزود: دولت افغانستان و شبهنظامیان طالبان کمی از مطالبات خود عقبنشینی کنند تا صلح در این کشور تأمین شود. در این میان طاقت، راه حل مشکلات افغانستان و پایان بخشیدن به روحیه اشغالگرانه را افزایش و گسترش همکاریهای منطقهای میداند. 22 سال پس از ارتش شوروی سابق، اکنون نظامیان آمریکایی و ناتو از همان مسیر افغانستان را ترک میکنند و گویا تاریخ بار دیگر در این کشور تکرار میشود.
سرنوشت پيمان استراتيژيک در هاله ای از ابهام 8 صبح : مقامهای افغان گفتهاند که ایالات متحده امریکا امضای سند همکاریهای استراتژیک با افغانستان را به حالت تعلیق در آورده است. این مقامها گفتهاند که امریکا این تصمیم را در پاسخ به مواضع سختگیرانه حکومت افغانستان گرفته است. اما سیامک هروی، معاون سخنگوی رییسجمهور کرزی تعلیق گفتگو در رابطه با امضای پیمان استراتژیک را رد کرده است یک منبع به 8صبح گفت که اخیرا کاخ سفید پیامی به رییسجمهور کرزی فرستاده و گفته است در صورت تعلل در امضای پیمان استراتژیک، امکان دارد که امریکا روی شریک دیگری فکر کند. این منبع میگوید که آقای کرزی با مطرح کردن توقف عملیات شبانه و زندان بگرام، هدف اصلی خود را میخواهد بر امریکا تحمیل کند. گفته میشود که آقای کرزی ابقای خود در قدرت پس از سال 2014 و یا گماشتن فرد مورد اعتماد خود را در قدرت، به عنوان شرط اصلی امضای پیمان استراتژیک با امریکا مطرح کرده است. ایالات متحده امریکا اخیرا هیاتی را از سنای آن کشور به افغانستان فرستاد تا سند استراتژیک با افغانستان به زودی به امضا برسد. اما رییسجمهور کرزی گفته است تا زمانی که عملیات شبانه قطع نگردد و مسوولیت زندان بگرام به نیروهای افغان سپرده نشود، این سند را امضا نخواهد کرد. این در حالی است که ناتو گفته است نیروهای افغان نه توانایی عملیات شبانه را دارند و نههم توانایی نگهداری زندانیان خطرناک در بگرام را. اکنون با تعلیق روند گفتگوها و همزمانی آن با روند انتقال، شکاف بزرگی بین امریکا و افغانستان به وجود آمده، چنانکه این مساله آینده مبارزه با تروریزم را با چالشهای بزرگی روبهرو خواهد کرد.
تهديد داخلي خطرناكتر از تهديد خارجي ماندگا ر : نقش عوامل نفوذي در ميان نيروهاي امنيتي پس از تظاهرات خونين هفتة گذشته در كابل و ساير ولايات كشور، ابعاد خطرناك و فاجعهبارِ خود را نشان داد. در اينباره از سالها به اينسو هر از گاهي در رسانهها و اظهاراتِ سياستمداران و كارشناسانِ عرصة نظامي و سياس، مطالبي به گونة هشدارآميز مطرح ميشوند؛ ولي از آنجايي كه درد و مشكل دولت افغانستان يكي و چندتا نيست بلكه چندصدهزارتا است، به هيچيك از اين سخنان و هشدارها توجه صورت نميگيرد. دولتمردان افغان در طول اين سالها يك سياست را به خوبي ياد گرفته اند و آن سياستِ فرافكني است. هرچند در كتابهاي سياسي موجود، چيزي و يا مقولهيي به نام فرافكني به عنوان يك سياست خاص مطرح نشده، ولي دولتمردان افغان از اين سياست به ميزان كافي در زندهگي سياسي و حتا هنري خود استفاده ميبرند. البته زندهگي سياسي دولتمردان كشور بيشتر به هنر شبيه شده و اكثر اين افراد به عنوان بازيگران يك نمايش كلان، روي صحنة سياسي كشور حضور و ظهور يافته اند. وقتي به يكي از مشكلات حاد جامعه از سوي رسانهها و يا اشخاص صاحب صلاحيت پرداخته ميشود، دولتمردان كشور به جاي رسيدهگي به مشكلات، آغاز به فرافكني ميكنند و مشكل را به افراد و جاهاي ديگر ارجاع ميدهند و اگر زورشان به آن افراد و جاها نرسد، سادهترين حرف آنها اين است كه بگويند اين رسانه و يا فرد به دليل اغراض شخصي، اين اتهامات «ناروا و بهدور از واقعيت» را عليه آنها مطرح كرده است. اما حقيقت اين است كه اكثر دولتمردان افغان و به ويژه آناني كه در ارگ رياستجمهوري به قمار سياست معتاد شده اند، همواره چشم به روي حقايق ميبندند و يا كاملاً آنها را انكار ميكنند. سه و يا چهار سال پيش، بحث نفوذيها در درون دستگاه دولت و به ويژه نهادهاي امنيتي به صورت جدي مطرح شد و حتا گفته شد كه اگر روزي دولت صدمهيي جدي و جبرانناپذير ببيند، آن صدمه از سوي افراد نفوذي خواهد بود. ولي اين مساله به جاي اينكه به عنوان يك آسيب از سوي دولتمردان شناخته شود، بازهم در حد يك شايعه تقليل يافت و مسوولان نهادهاي امنيتي از تدابيري سخن گفتند كه نشاندهندة دورانديشي آنها در جلب و جذب افراد به نهادهاي امنيتي است. اين مساله بارها خطرات خود را ثابت كرد. چندين بار نظاميان خارجي بهوسيلة افراد نفوذي دشمن، هدف قرار گرفتند و در برخي موارد هم افراد نفوذي موفق شدند كه حملات انتحاري را به همين شيوه انجام دهند. اما حالا پس از تظاهرات گستردة مردم در واكنش به بيحرمتي نظاميان امريكايي به قرآن كريم، مشخص شد كه نقش عوامل نفوذي در دستگاه امنيتي چهقدر ميتواند زيانبار باشد. به تازهگي رويترز طي يك گزارش از زبان يك تن از مسوولان امنيتي نوشته است كه افراد نفوذي دشمن خطر جديتر نسبت به عوامل بيروني است. اين مسوول امنيتي كه نخواسته هويتش فاش شود، گفته كه اين موضوع سبب شده كه دولت از درون همواره در معرض تهديد قرار داشته باشد. اين موضوع غيرقابل پذيرش است كه رييسجمهوري به عنوان فرمانده كل قوا و مقامهاي رهبري ارتش، پوليس و امنيت ملي از اينگونه مسايل بيخبر بوده اند؛ بلكه احتمال دارد كه اين افراد جزييات بيشتري از اين مسايل را هم بدانند. ولي پرسش اينجاست كه اين افراد چه تدابيري را سنجيده اند كه دشمن نتواند به داخل نيروهاي امنيتي افغان نفوذ كند؟ شايد با توجه به وضعيت نابهسامان و درهم ريختة كشور، انتظار پاكسازي كامل نفوذيها را از درون دستگاه دولت داشتن، انتظاري نابهجا بدانيم؛ ولي بحث نيروها و دستگاههاي امنيتي، كاملاً بحثي جداست. شايد در برخي موارد بتوان مقداري از سهلانگاريهاي اداري در كشور را به دليل ضعف افراد و ندانمكاريهاي اداري و عدم شايستهسالاري ناديده گرفت، اما در مورد وضعيت امنيتي نميتوان هيچ موردي را بدون غور و بررسيهاي لازم بهدست فراموشي سپرد. چهقدر هموطنان بيگناه ما قرباني اين سهلانگاريها شده باشند؟ چهقدر خانوادهها به دليل اين سهلانگاريها به ماتم نشسته باشند؟ و چهقدر اعتماد و باور مردم نسبت به كارآيي نهادهاي امنيتي تضعيف شده باشد؟ اينها همه پرسشهاي جدي اند. و مردم با توجه به همين رخدادها، نسبت به كارآيي نظام مشكوك و مردد شده اند. اگر دولت با هويدا شدن نخستين جرقههاي اين مشكل، به رفع آن اقدام ميكرد و ميكانيزمي را به وجود ميآورد كه افراد نفوذي به مشكل ميتوانستند در درون ساختارهاي امنيتي جا بگيرند، امروز بدون شك از صدها واقعة جانگذار و مصيبتبار جلوگيري شده بود و هزاران تن از اين ناحيه رنج نميبردند. آيا موضوع دسترسي شبكة تروريستي القاعده به سايت شوراي امنيت كه در برخي رسانهها مطرح شده، واقعيت دارد؟ اگر چنين اتفاقي درست باشد، بايد نسبت به كل وضعيت امنيتي كشور مشكوك بود. يك بار طالبان به طرح امنيتي جرگة سنتي از طريق حك كردن ايميل آدرس برخي مقامهاي امنيتي، دست پيدا كردند و شرمساريِ بزرگي را رقم زدند و حالا هم گفته ميشود كه شبكة القاعده سايت شوراي امنيت كشور را حك كرده است. هرچند نميدانيم كه اين موضوع چهقدر صحت دارد، ولي صرف شنيدن آن نيز ميتواند نگرانكننده باشد. از گذشتهها گفته اند «تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها.» حتماً چيزكي است كه مردم از آن چيزها ميگويند. ولي دريغ كه دولتمردان كشور نه به چيزك توجه دارند و نه هم به چيزها. آنها تنها به اين ميانديشند كه چهگونه ميتوانند جيبهاي خود را از پولهاي كمك شده به افغانستان پر كنند و اگر روزي تشت رسواييشان از بام افتاد، آنوقت با خيال آسوده كشور را ترك كنند و در يكي از كشورهاي اروپايي رحل اقامت بيندازند و باقي عمر را در خوشي و عشرت سپري كنند و به ريش ملت بدبخت و بيچارة افغانستان بخندند. خطر نفوذيها را بايد جدي تلقي كرد و در پي تدابيري بود كه جلو اين روند گرفته شود. ادامة اين روند ميتواند عملاً به سقوط و برباديِ نظام منجر شود؛ چون با توجه به نارضايتيِ عمومي از دولت و بيرون شدن سربازان خارجي، هرآن امكان دارد ابتكار عمل بهدست نيروهاي دشمن بيافتد و اگر در آنزمان آقاي كرزي صد پيمان را هم با آنها امضا كرده باشد، بازهم مورد عفوشان قرار نخواهد گرفت، خلاف آنچه كه تصور ميكند طالبان برادران او هستند و آنها برادر خود را نميكشند.
هراس طالبان و آمریکا از سرعت بخشیدن به روند مذاکرات قطر با آن که چند ماه از فاز آشکار مذاکرات آمریکا و طالبان میگذرد، نه تنها پیشرفتی در این روند مشاهده نمیشود بلکه به عقیده کارشناسان طرفین مذاکره به عمد خواهان طولانی شدن این مذاکرات هستند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل، مذاکرات مقامات آمریکایی و طالبان از 2 سال پیش آغاز شده است اما این بخش تا چندی یپش مخفی بود که با اذعان برخی از مقامات 2 طرف اکنون شکی درباره آن نیست. از حدود 3 ماه پیش این روند وارد فاز آشکار شد و طالبان علاوه بر تأیید آن، نمایندگانی را بدین منظور به قطر اعزام کردند. قرار بود در مراحل ابتدایی دفتر طالبان در این کشور عربی افتتاح شود اما با گذشت 3 ماه هیچ علائم و نشانی از پیشرفت در مذاکرات به گوش نمیرسد و دیگر هیجان خبری سابق وجود ندارد. این سئوال مطرح است که چرا روند این مذاکرات کند شده و دیگر هیجان سابق دیده نمیشود؟ وحید مژده ، کارشناس افغان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در کابل معتقد است: در نوامبر سال جاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار میشود و اوباما به دلیل حساسیتهای ناشی از این مذاکرات که ممکن است سبب تضعیف موقعیت وی شود، نمیخواهد در حال حاضر مذاکرات بیش از این پیش رود. به نظر وی، در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اوباما تلاش میکند تا با کشاندن رهبران طالبان پای میز مذاکره، برگ برندهای در انتخابات داشته باشد. امتیاز دادن به طالبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبعات منفی دارد این کارشناس افغان معتقد است: ماهها است که بحث ادامه دارد و طالبان خواستار تأسیس دفتر به نام "امارت اسلامی" است اما آمریکا مخالفت میکند. مژده تصریح کرد: از سوییهم در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، دادن امتیاز به طالبان در داخل آمریکا تبعاتی خواهد داشت زیرا جمهوری خواهان منتظرند تا از این امیتازدادنها علیه اوباما استفاده کنند. مژده خاطر نشان کرد: رئیس جمهور در هراس است که مبادا موضع سرسختانه طالبان این مذاکرات را به شکست مواجه کند زیر طالبان تاکنون هیچ امتیازی به آمریکا نداده است. طالبان نیز علاقمند تسریع روند مذاکرات قطر نیستند وی تصریح کرد: طالبان نخستین و تنها خواسته آمریکا را که اعلام آتشبس بود، نپذیرفتند و با این حساب کاخسفید فکر میکند که اگر این مذاکرات به بنبست برسد و یا ناکام شود، جمهوری خواهان از این مسئله به عنوان ابزار فشار در انتخابات استفاده خواهند کرد. وی معتقد است که رهبران طالبان نیز علاقمند تسریع روند گفتوگوهای صلح قطر نیستند، زیرا این مذاکرات میتواند سبب چند دستگی در این گروه شود و به ویژه ذهنیت فدائیان در نبرد علیه نظامیان خارجی خدشهدار شود. مژده افزود: مذاکره کنندگان طالبان بیم آن را دارند که مبادا این ذهنیت در بین جنگجویان رسوخ کند که جنگ تنها راه حل نیست و میتوان از راه صلح هم به نتیجه مثبتی دست یافت. این کارشناس مسائل سیاسی افغان خاطر نشان کرد: به همین دلیل مذاکره کنندگان طالبان میخواهند حساسیتها با گذشت زمان فروکش کند و نیاز به زمان دارند. وی افزود: طالبان و آمریکا هر 2 طرفدار سرعت بخشیدن به این روند نیستند و به همین دلیل در سال جاری انتظار به نتیجه رسیدن این مذاکرات را نباید داشت. پافشاری طرفهای مذاکره بر موضع خود زینالعابدین فرید عضو پیشین پارلمان افغانستان نیز معتقد است که نخستین هدف از مذاکرات طالبان و آمریکا در قطر، رهایی زندانیان طالبان و اعلام آتشبس از سوی طالبان بود که هر2 بینتیجه مانده و با این وضع، اشتیاق برای پیشبرد روند مذاکرات دوحه فروکش کرد. وی افزود: آمریکا هنوز اهدافی در منطقه دارد که با گسترش و دوام ناامنیها در افغانستان میتواند به آن اهداف دست یابد؛ پس تا زمانیکه این اهداف برآورده نشود، مذاکرات به معنای واقعی انجام نخواهد شد. این عضو پیشین پارلمان افغانستان خاطر نشان کرد: نخستین هدف این مذاکرات آزادی رهبران طالبان از چنگال آمریکا بود که تا کنون به نتیجه نرسیده است و اگر این مسئله به نتیجهای برسد، احتمال میرود این مذاکرات سرعت بخشیده شود. بنابراین مقامات آمریکایی از طولانی شدن روند مذاکرات قطر بهرههای مختلفی میبرند که از جمله استفاده در انتخابات ریاست جمهوری، ایجاد شکاف در صفوف طالبان و دلگرمساختن شبهنظامیان به روند مذاکرات از جمله آنها است.
پولشويي؛ شغل شريف مقامهاي دولتي! ماندگار : ميزان پولشويي در كشور نسبت به سال گذشته دوبرابر شده است. اين خبر از سوي بانك مركزي اعلام شد، ولي از عوامل و انگيزههاي اين جنايت هولناك، حرفي به ميان نيامد و نيز گفته نشد كه كيها عمدتاً مشغول پولشويي در كشور اند.البته پديدة پولشويي و بيرون كردنِ اسعار از كشور، تنها مربوط به زمان حال نميباشد؛ بل از آغاز بهكار دولت موقت و انتقالي، اين پديدة شوم وارد كشور شد و با بحرانيتر شدن وضعيت، سطح و ميزان پولشويي نيز بالا گرفت. اگر در سالهاي نخست حكومت آقاي كرزي، تنها تعداد كمي از بلندپايهگان دولت به دلايل مختلف و از جمله اينكه خانوادههايشان در بيرون از كشور زندهگي ميكردند، به بيرون كردن ارزهاي خارجي مثل دالر، يورو و پوند از كشور مبادرت ميورزيدند، ولي در سالهاي اخير به دليل استفادههاي كلان مالي و اقتصادي از آن، تقريباً بسياري از افراد بلندپاية دولتي مشغولِ كار شريف! پولشويي اند. برخي افراد كه در ميدان هوايي كابل وظيفه دارند، به اين باور اند كه روزانه ميليونها دالر به وسيلة اشخاص زورمندِ دولت از كشور بيرون ميشود. چند عامل اصلي را ميتوان براي اين پديدة شوم عنوان كرد. اول: فساد گسترده، علني و بدون هراس در كشور. اين موضوع سبب شده است كه بسياري از مقامهاي دولتي خود را مصون بدانند و بدون آنكه از پيامدهاي عمل خود بترسند، به پولشويي كه عملاً يك جرم سنگين است، بپردازند. دوم: موجوديت فرهنگ معافيت. وقتي كسي از پيامد جرمي كه مرتكب ميشود، هراس نداشته باشد، بدون شك به هر اقدام غيرقانوني دست ميزند. وقتي كسي به دليل جرمي كه انجام داده، از سوي رييسجمهوري حمايت شود، ديگر نميتوان انتظار داشت كه در كشور چيزي به نام قانونگرايي هم وجود داشته باشد. در موارد متعدد، وقتي برخي از افراد بلندپايه از سوي نهادهاي عدلي و قضايي كشور بازداشت شدند، عملاً با حمايت رييسجمهوري، رها و از كشور بيرون ساخته شدند. زماني كه شخص رييسجمهور از افراد مجرم و خاطي حمايت كند، آنگاه ديگركارمندان دولت به خود حق ميدهند كه هر كار غيرقانوني كه به آنها پيشنهاد شد، انجام دهند. ظرف ده سال گذشته يكبار هم ديده نشده كه در افغانستان يك كارمند بلندپاية دولت به دليل اعمال غيرقانوني، محاكمه و مجازات شود. آيا مقامهاي دولتي چنان پاك و صادق بوده اند كه مرتكب هيچ نوع خلافورزي در حيات كاري خود نشده اند؟ و تنها كارمندان عاديِ دولت اند كه به قانونشكني و اعمال خلاف دست مييازند؟! همين حالا صدها تن به دلايل و اتهامهاي كاملاً كوچك در زندانهاي كشور از سالها به اينسو زنداني اند، ولي افرادي كه اختلاسهاي بزرگ و جنايات مخوف مرتكب شده اند، آزاد در كشورهاي خارجي زندهگي ميكنند. سوم: وضعيت بحراني و ناامن. اين مساله هم سبب شده كه عدهيي به فكر فرار از كشور باشند و يا حداقل به اين نتيجه برسند كه افغانستان درستشدني نيست. اين افراد كه در گذشته در خارج از كشور زندهگي ميكردند، حالا تلاش ميكنند كه با پيدا كردن پولهاي كلان از راههاي مختلف براي آيندة خود در خارج از كشور ضمانتهاي لازم را بهدست آورند. برخي از اين افراد به جز همان چند واژة انگليسي، هيچ تخصص و قابليت كاري و حرفهيي ندارند و نميخواهند كه دوباره وقتي به كشورهايي برميگردند كه سالها در آن به كارهاي شاق مشغول بوده اند، بازهم همان وظايف را انجام دهند. چهارم: عدم وفاداري به كشور. اين موضوع هم سبب ميشود كه برخي از افراد كه البته تعدادشان زياد نيست و تنها براي پركردن جيبهاي خود در حكومت كار ميكنند، از فرصت استفاده كنند و پولهايي را كه به افغانستان كمك شده و به عنوان سرماية ملي شناخته ميشود، دوباره از كشور بيرون سازند. اين افراد چيزي به نام وطندوستي و احترام به ارزشهاي ملي را نميفهمند و يا هم اصلاً به اين گونه مفاهيم باور ندارند. پس وضعيت موجود اين امكان را به آنها ميدهد كه دست بهكار شوند و پولهايي را كه از راههاي مختلف و غيرقاوني بهدست آورده اند، از كشور بيرون كنند. پولشويي پديدهيي نيست كه بدون پشتوانههاي نيرومند در درون دستگاه دولت، انجام شود. اين پديده به حمايت سياسي نيازمند است و زماني كه قدرتِ سياسي از آن حمايت ميكند، خود به مافياي خطرناكي در جامعه تبديل ميگردد. افغانستان متاسفانه به دليل بيباوري رييسجمهوري به نظام قانونگرا، در دام يك نظام مافيايي افتاده است كه در تمام جامعه ريشه دوانده و حالا اين مافياي خطرناك به جاي دولت فرمانروايي ميكند. افغانستان با چنان مافياي خطرناكي روبهروست كه حتا قابل مقايسه با مافياي ايتاليا پس از جنگ دوم جهاني و روسيه پس از فروپاشي نظام كمونيستي، نيست. اين مافيا به مراتب خشنتر و قسيالقلبتر از مافياي كشورهاي ديگرِ جهان است كه تجربة آن را داشته اند. پولشويي در نظام آقاي كرزي يك پديدة بسيار آبرومند ميتواند به حساب رود. در اين نظام، افراد دونپايه و عاديِ جامعه هر لحظه احتمال دارد به جرم كار نكرده، زنداني و مجازات شوند. در اين نظام وقتي حق بگويي و از عدالت سخن به ميان آوري، مجرم و خطرناك به شمار ميروي و احتمال دارد به دليل حقگويي و عدالتخواهي، جان خود را هم از دست بدهي. اين نظام در ساية ارزشهايي مثل دموكراسي و حقوق بشر، انسانها را با آرامي و با پنبه سر ميبرد. در اين نظام جايي براي قانون و ارزشهاي قانوني وجود ندارد. شايد در ظاهر امر، افغانستان كشوري داراي نظام دموكراتيك به نظر رسد، ولي در اصل و بنيان هيچ تغييري نسبت به نظامهاي گذشته و توتاليتر، به وجود نيامده است. نظامهاي پيشين توتاليتر و حتا نظام طالباني يك حسن داشتند كه تلاش ميكردند سبب ايجاد خدشه در روان عموميِ جامعه نشوند. مقامهاي ارشد طالبان زندهگي عادي داشتند و بلندترين مقامهاي دولت كمونيستي نيز در مكروريانها زندهگي ميكردند. ولي حالا چه؟ آيا اكثريت وزيران و مقامهاي امروز دولت حاضر هستند كه در شرايط حداقلي بهسر ببرند؟ بدون شك كه خير.
کشف یک تن مواد منفجره در مرز پاکستان و افغانستان کشف یک تن مواد منفجره در مرز پاکستان، پیش بینی رشد چهار درصدی تولید ناخالص داخلی پاکستان و پیدا شدن جسد چند نیروی امنیتی در بلوچستان بخشی از مهمترین اخبار کوتاه امروز پاکستان را تشکیل میدهد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در کویته، نیروهای امنیتی پاکستان موفق به کشف مقادیر زیادی سلاح و مهمات از یک کامیون در مرز چمن واقع در ایالت بلوچستان این کشور شدند. پلیس پس از بازرسی این کامیون توانست 1000 کیلوگرم مواد منفجره، بیش از 150 بمب کنترل از راه دور،350 بمب، 2 توپ ضد هوایی و مقدار زیادی سلاح را کشف و ضبط کند. پلیس پس از مشکوک شدن به این کامیون که از افغانستان در حال ورود به پاکستان بود به راننده آن فرمان ایست داد ولی وی بدون توجه به اخطار پلیس سعی کرد از محل بگریزد اما بر اثر سرعت زیاد واژگون شد. اگرچه مجرمان موفق به فرار از صحنه شدند اما اسلحه و مهمات کشف شده در این کامیون به ارتش تحویل داده شد. گفته میشود که قرار بوده از این مهمات و سلاحها برای انجام عملیاتهای تروریستی در بلوچستان استفاده شود. پیشبینی رشد 4 درصدی تولید ناخالص داخلی پاکستان عبدالحفیظ شیخ وزیر دارایی پاکستان گفت: انتظار میرود که رشد سالانه تولید ناخالص داخلی پاکستان در سال مالی جدید تا ماه ژوئن، حدود 4 درصد باشد که این بالاترین رشد در 3 سال گذشته است. شیخ افزود: با توجه به رکود اقتصادی جهان، رشد 4 درصدی شاخصی از توانایی اقتصادی پاکستان است که ثابت میکند پاکستان در حال پیش رفتن به سمت خود کفایی است رشد اقتصادی سالانه پاکستان در 3 سال گذشته، کمتر از 3 درصد بوده است. جسد 3 نیروی امنیتی در بلوچستان پاکستان کشف شد جسد 3 نیروی امنیتی یک ماه پیش ربوده شده بودند در شهر مچ ایالت بلوچستان این کشور پیدا شد. به گفته مرتضی بیگ سخنگوی نیروهای امنیتی در کویته، این افراد در تاریخ 31 ژانویه سال جاری توسط افراد مسلح ناشناس در شهر مچ ربوده و به گروگان گرفته شده بودند. این در حالی است که کشتار مردم توسط افراد مسلح ناشناس در ایالت بلوچستان همچنان ادامه دارد. "ارتش آزادیخواه بلوچستان" مسئولیت این حادثه را برعهده گرفته است.
آمریکا در پی افزایش ناامنی در پاکستان قبل از خروج از افغانستان است یک روزنامه پاکستانی با اشاره به تغییر شیوههای جاسوسی آمریکا در پاکستان تصریح میکند که آمریکا با کمک چند کشور دیگر درصدد ناامن کردن این کشور قبل از خروج خود از افغانستان است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلامآباد، سیفالله خالد کارشناس و نویسنده پاکستانی با انتشار مقالهای در روزنامه اردو زبان امت مینویسد: بعد از دستگیری ریموند دیویس جاسوس آمریکایی در پاکستان، آمریکا روش کار خود در پاکستان را تغییر داد و برای جاسوسی و نفوذ در این کشور از سازمان اطلاعات هند و نیز شرکتهای خارجی استفاده میکند. به نوشته این منبع، آمریکا قبل از خروج از افغانستان سعی دارد با کمک متحدانش که دشمنان پاکستان هستند اوضاع این کشور را طوری بههم بریزد که این کشور توان سیاسی و نظامی خود را از دست بدهد و قادر به نفوذ در افغانستان نباشد. به گفته وی، هفت سازمان اطلاعاتی دنیا با حمایت پنج کشور جهان از تروریستها پشتیبانی میکنند و قصد دارند اوضاع پاکستان را متشنج کنند. خالد تصریح میکند که سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) و سازمان اطلاعات هند (را) عملیات مشترکی را برضد پاکستان آغاز کردهاند. به اعتقاد این نویسنده، تروریستها در مناطق خوست و جلالآباد آموزش داده میشوند تا از عملیات خرابکارانه در پاکستان پشتیبانی کنند. خالد همچنین دستگیری پنج تروریست خارجی در ایالت "سند"، انفجار خطوط راهآهن در این ایالت، افزایش عملیاتهای تروریستی در بلوچستان و کشته شدن مرموز نیروهای امنیتی و مرزی در این ایالت نشانه فعالیت سازمانهای اطلاعات خارجی در پاکستان میداند.
+ نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه 1390/12/15 و ساعت
9:46 بعد از ظهر |
مركز تجارتي خديجة الكبرا ( امر با المعروف و فريب ديگر)
زنان نيمه از پيكر جامعه اند؛ در نظام هاي دموكراتيك بدون در نظر داشت ديدگاه ها وافکار میتافزیکی بنياد گرايان؛ بگونه طبيعي داراي حقوق مساوي و برابر با مردان اند؛ اين روند در افغانستان استمرار خواهد یافت وکشور بسوی ترقی و تجدود گرائی به پیش خواهد رفت در طی سالهای آخیر رياست امور زنان در گرو زنان بي تحصيل و کم تحصیل وابسته به گروه هاي مسلح غير مسئول بوده است ؛ این امر باعث آن شده است تا این اداره در انحصار یک قماش خاص قرار داشته باشد و هيچ كار موثري را تا اكنون براي زنان انجام داده نتوانسته اند كه درماني براي درد هاي بيكران زنان اين خطه باستاني باشد. در حاليكه عدم ظرفيت ؛ عدم كارائي و موثريت رهبري رياست امور زنان اين ولايت را وزیر محترم امور زنان بدرستي ميدانند و هئیات اعزامی این وزارت به دريافت تحفه و سوغات و مهماني هاي مجلل اكتفا كرده اند و در برابر همه عوامل ناكار آمد مهر سکوت بر لب بسته اند. منيژه صادق اين دختر مكتب نا خوانده ولي پوهنتون خوانده بدون در نظر داشت حتی یک روز سابقه ماموریت ازطريق اصلاحات اداري سالهاست كه به حيث ريس امور زنان اين ولايت منظره ميكرد. ( فساد اداري). تعجب آور است وی ماهاست که در وظیفه حضور ندارد واكنون كه رخت سفر بربسته است خواهر خوانده اش را سر پرست تعین کرده است والله شرم آور است که مقام محا فظه کار ولایت با گروهی از کار شناسان که برخی از بی کاری خسته اند و برخی دولار را از خمیر میکشند؛حداقل درچار چوب قانون در تعین سرنوشت این اداره بی سرنوشت تصمیم اتخاذکرده نمیتواند و بیم آن دارد تا مورد غضب امیر میر غضب قرار نگیرد و مقام لرزانش سقوط نکند چيزيكه جالب است وعوام فریبی خانم منيژه به عوض رونق تجارت و پیشرفت زنان به سیمای فریب کارانه پدرش مینگرد وامر با المعروف را در مارکت تجارتی زنان وضع میکند با یک تفاوت با سیاست های طالبانی که در زمان طالبان زنان بدون محرم شرعي حق رفتن به ماركيت و خريد و فروش را نداشتند اكنون مردان بدون محرم زن به این مرکز حق ورود وخريد و فروش را ندارند. اين اقدام امر با المعروف مركز تجارتي را به ركود جدي مواجه ساخته است. آيا اين به اصطلاح امر باالمعروف هدف اسلامي را در پي دارد ؟ همه به درستي ميدانند كه اين اقدام ؛عمل عوام فريبانه اي بيش نيست زيرا اينها هميشه خود در استقبال شايسته از انگليس ها و امريكائي ها دست به سينه استاده اند وامتياز و مقام ميخواهند و بر ديگران امر با المعروف را تحميل ميكنند. ليلما نعماني با اسناد تحصيلي .....همه كاره اين رياست بوده است و ازطریق مدرسه غياثيه وارد فاكولته شرعيات پوهنتون هرات گرديداست و سال ها برخلاف قانون قبل از فراغت تحصیل بحیث معاون این اداره ایفای وظیفه میکرد وبه عوض ریس پیوسته سخن میگفت. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1390/11/23 و ساعت
10:53 قبل از ظهر |
چند روز قبل گزارشی زیبا از شهر هرات از آقای آصف معروف در بی بی سی دیدم و هر سه قسمتش را با کلی اشتیاق دنبال کردم ، با تمام دغدغه های این چند سال جوانه هایی از امید و آرزو برای نسل فردا دیده میشد. پیشرفت های اقتصادی ، اجتماعی ،فرهنگی ، بلوغ سیاسی مردم هرات و همچنین موفقیت های چشم گیر در قسمت دانشگاه بزرگ هرات با گنجایش بیش از هشت هزار هم اکنون و پذیریش ده هزار دانشجوی جدید در سال پیش رو و همچنین کار های در خور توجه و تقدیر در بخش تکنولوژی و خدمات انترنتی و خلاصه ........... از این ها که بگذریم حرف من روی دانشگاه بزرگ هرات هست که همیشه با استادانی فرهیخته و با تجربه زبانزد همه بوده و هست ، استادانی بزرگ چون آقایان رهیاب ، رجائی ، نیکسیر ، میر حسینی ، امید و دیگرانی که از قلم باز میمانند اما یاد و نامشان همیشه گرامیست. در پهلوی این بزرگواران در این چند سال اخیر چندی از جوانان تحصیل کرده دوره های اخیر، منظورم در این چند سال اخیر از تمام دانشکده ها شامل کدر دانشکده ها شدند و هر کدام با توجه به تحصیلات نه چندان بالا و همچنین تجربه کم جایگاه استاد دانشگاه را به خود اختصاص دادند. حضور نسل جوان و اساتیدی با فکر،اندیشه و مرام جوان در محیطی که دانشگاه مینامیم و از آن توقع تولید و بازیافت علم ، اندیشه ، تجربه و کارکرد داریم، جای بسی سعادت و خوشحالیست و نشانه امید و آرزو برای روزهای بهتر و نتیجه های زیباتر است، اما یک نکته که میخواهم بعد این حاشیه روی های زیاد به عرض برسانم اینکه آیا این عزیزان جوان ظرفیت پذیرش و حفظ همین جایگاه را دارند یا خیر ؟ دانشگاه های افغانستان همیشه از روش استاد سالاری و در کنار آن گرایش های مذهبی ، قومی ، زبانی آسیب پذیر بوده است و هیچگاه برای نسل جوان دانشجو میدانی برای ابراز عقیده به شکل آزاد داده نشده است اما در این چند سال اخیر در کنار خیلی از تغییرات دیگر سیستم استاد سالاری آنهم فقط به نام به سیستم دانشجو محوری تغییر کرده است اما هیچ چیز از آن همه روش دیکتاتوری کم نشده و حتی به استادان نسل جوان هم به میراث رسیده است. اخیرن دانشجویان دانشگاه هرات در جریان آزمون اخیر سال تحصیلی شان قرار دارند و با آنکه با شرایط بد چه از نظر روحی و روانی با توجه به اوضاع نا بسامان و چه از نگاه کمبودی سهولت های درسی و مواد درسی و همچنین دغدغه شدید این روزها یعنی بی برقی ، اما باز هم با تلاش و پشتکار شبانه روزی برای عبور از این آزمون زحمت میکشند. در جریان این چند روز گفتگویی دوستانه ای داشتم با چند تن از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه هرات و همه از شیوه تدریس و همچنین شیوه اخذ آزمون دانشکده ها و نیز برخورد بعضی از این استادان جوان که مطرح بحث مان هست شاکی بودند. این شکایت از آنجا ناشی میشود که در طول سال تدریسی بعضی از این استادان جوان برای بدست آوردن مدرک ماستری به بیرون از کشور، چه کشور های همسایه و یا اروپایی به دوره های شش ماه و کمتر یا بیشتر سفر کردند و در این مدت دانشجویان با مشکل کمبود مواد درسی و بی برنامه گی مواجه بودند. حالا که نزدیک آزمون شده این استادان جوان بزرگوار به جای اینکه با کوله باری از تجربه ، دانش و ظرفیت بیشتر پا به محیط قبلی بگذارند با غرور بیش از حد و فشار های غیر منطقی و غیر اصولی به هر نحو ممکن ، دانشجویان را در تنگنا قرار داده و حتی گاهی یکروز پیش از امتحان ، سیمینار های مختلف که از سوی دانشجویان ارائه میشود روی دست گرفتند و مواد درسی بیشماری را بی رحمانه بدون درک اوضاع و احوال دانشجو به دسترشان قرار داده تا برای آزمون پیش رو آمادگی بگیرند. از سوی دیگر بعضی شدیدن با این شخصیت که من استادم و میتوانم این کار را بکنم دقیقن با همین لحن ، سخت گیری های وحشتناک و بی رحمانه ای را با دانشجوی خود دارند. با اینکه دانشجویان دانشگاه هرات چندین باراقدام به تشکیل نهاد هایی برای دفاع ازحقوق دانشجویان و یا جنبش های دانشجویی کردند و نیز از طریق شبکه های اجتماعی به نارسایی ها و مشکلاتی از این دست پرداختند اما انگار بزرگوارانی که در رأس امور قرار دارند هرگز برای شنیدن مشکلات و یا هم ارتباط با همچون نهاد هایی را درشأن خویش ندانستند و هر روز هم این شیوه دیکتاتور گرایانه استادان جوان هم بیشتر و بیشتر میشود. آنچه مهم پنداشته میشود با توجه به تعریفی که از دانشگاه همیشه میشود باید کد های اخلاقی مشخصی برای رابطه صمیمانه بین استاد و دانشجو وجود داشته باشد تا از برخورد های غیر منطقی و غیر اصولی پرهیز صورت گیرد . یکی از بزرگترین مشکلات آموزش عالی نوین، مساله «اخلاق علمی» یا «اخلاق پژوهشی» است. صفات یک استاد خوب را میتوان به دو دسته درونی (خودباوری، شجاعت، شخصیت باثبات، بصیرت و نتیجهگرا) و برونی (کار گروهی، ارتباط، قابلیت دسترسی، تعهد، دقت و ملاحظهگری) تقسیم کرد.
در اینجا به طور خلاصه به چند کد اخلاقی در محیط دانشگاه که بیشتر استادان عزیز به آن باید توجه داشته باشند را ذکر میکنم : آشنا کردن دانشجویان با منابع کمک درسی و تشویق کردن به ادامه تحصیل آشنایی با مفاهیم نو در زمینه موضوعی خود و آشنا کردن دانشجویان با این مفاهیم آشنایی به روش های گوناگون تدریس و آموزش آموختن شیوه زندگی درست و انسانیت به دانشجو آموزش درس تا جایی که دانشجویان توانایی یادگیری دارند ابزار قرار ندادن دانشجو احترام کامل نسبت به دانشجو و درست برخورد کردن با او احترام متقابل استاد و دانشجو اخلاق خوب و رعایت اصول اخلاقی و داشتن اخلاق حرفهای اخلاق مناسب در برخورد با دانشجو از لحاظ اخلاقی توان ایجاد تعادل و عدالت از نظر ظاهری قابل تحمل باشد استفاده از تکنولوژیهای روز برای آموزش هر چه بهتر دروس اطلاع از خُلق و خوی جوانان اطلاعات روزآمد داشتن و در اختیار دانشجو قرار دادن اطلاعات کافی و روزآمد داشتن در رشته و درس خود اعتماد به دانشجو امتحان در حد درک دانشجو باشد انتظار از دانشجو در حدی که درس میدهد انتقادپذیر بودن و اصلاح اشکالات کار خود انعطافپذیر انگیزه ایجاد کردن در دانشجویان اهمیت دادن به درس خواندن دانشجویان ایدههای نو به دانشجویان دادن برنامهریزی از پیش تعیین شده و مناسب برای ارائه تکالیف توسط دانشجویان بهاء دادن به دانشجویان بیتفاوت نبودن نسبت به یادگیری دانشجویان بیش از حد سختگیر نباشد تاکید کردن بر یادگیری دانشجو در کلاس بهطوری که دانشجو متکی به جزوهی شب امتحان نباشد تبعیض قائل نشدن میان دانشجویان تسلط بر متون درسی در حال تدریس از لحاظ علمی تشویق دانشجویان به شرکت در مباحث تفکر انتقادی داشتن توانایی پاسخ به سؤالات دانشجو با منطق و استدلال جذاب کردن درس برای دانشجویان جویا شدن کارهای درسی و غیر درسی دانشجویان، از فعالیتهای دانشجو و مشکلات دانشجو پرسوجو کند و از او حمایت کند. دانش خود را در اختیار دانشجویان قرار دادن و دریغ نکردن آن فرق نگذاشتن میان دانشجویان فعال مشورت کردن با دانشجو در مورد تاریخ امتحان وقت گذاشتن برای دانشجو همراهی کردن با دانشجو در شرایط خاص
با توجه به نکات اخلاقی که تذکر داده شد امیدوارم که اساتید جوان دانشگاه هرات با صبر و حوصله بیشتر و با بدست آوردن تجربه های مفید بیشتر در روابط و نحوه برخورد خود با بکار گیری شیوه های صمیمی تر و دوستانه تر با دانشجوی خود ، تغییر ایجاد کرده و محیطی آرام و دور از تمام دغدغه های اینچنینی را ایجاد نمایند. + نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه 1390/10/18 و ساعت
1:52 بعد از ظهر |
21 میزان 1390 خورشیدی وزارت امور داخله اعلام نموده است که به خاطر تهدیدات امنیتی، خیمۀ سیمین بارکزی وحامیان وی باید برداشته شوند. + نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه 1390/07/21 و ساعت
3:4 بعد از ظهر |
كمتر از دوهفته از اعتصاب غذايي سيمين باركزي عضو پيشين مجلس نمايندگان ميگذرد، اما تاكنون به خواستهاي او از جانب نهادهاي مسوول رسيدگي نشده است. شماري از نهادهاي مدني و احزاب سياسي روز گذشته با پشتيباني از اعتصاب سيمين باركزي از حكومت خواسته اند به صداي بانو باركزي توجه كند.سیمین بارکزی عضو سابق مجلس نمایندگان حدود دو ماه پیش به همراه 8 عضو ديگر اين مجلس به دلیل آنچه تلقب از سوی کمیسیون انتخابات خوانده شده است، از تركيب مجلس حذف گرديدند. بانو بارکزی به اعتراض این فیصله کمیسیون انتخابات از ده روز به اين سو دست به اعتصاب غذاییزده و این اعتصاب همچنان ادامه دارد. داکتران معالج بانو بارکزی وضعیت او را «بسیار وخیم» دانسته میگویند، وضعیت صحی بانو بارکزی هر روز بدتر میشود. این عضو مجلس همچنان گفت، ما زنانی داریم که فریاد دفاع از حقوق زن را بلند میکنند؛ اما امروز به صورت تشریفاتی آنهم برای چند لحظهی دیدن بانو بارکزی میآیند، در حالیکه سیمین بارکزی نه بیمار است که کسی به عیادتش بیاید و نه عزیزی را از دست داده که کسی برای فاتحهاش بیاید. به گفتهی این عضو مجلس نمایندگان، بانو بارکزی نیاز به هم صدایی زنان افغان دارد و باید همهی زنان حد اقل برای یک روز اعتراضاتشان را علیه این کار غیرقانونی بلند کنند. او با رد این ادعاها که گویا ایتلاف حمایت از قانون از بانو بارکزی خواست تا دست به چنین اقدامي بزند گفت، این خواست خود بانو بارکزی است و ایتلاف حمایت از قانون در این زمینه هیچ دخالتی ندارد. داکتر ابراهیمی گفت، در همان ابتدا زمانیکه نتایج از سوی کمیسیون انتخابات اعلام شد سیمین تصمیم داشت خود را با تیل بسوزاند و ما باور داشتیم که او این شهامت را دارد که دست به چینین اعتراضی بزند. محمد بارکزی شوهر بانو بارکزی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت همسرش میگوید، هر چند من بسیار نگران وضعیت صحی وی هستم؛ اما به جز این راهی نداشت و این خواست و حق قانونی ایشان است. او دلیل عدم حمایت مردم از بانو بارکزی را آشنا نبودن مردم با این گونه برنامهها عنوان کرده گفت، این نوع حرکت در افغانستان هنوز نو و ناشناخته است؛ پس از یک جایی باید شروع کرد که اولین گام را سیمین بارکزی برداشته است و من امیدوار هستم که این حرکت نتیجهی در پی داشته باشد. در همین حال، بنیاد انتخابات آزاد و عادلانهي افغانستان یا فیفا میگوید، مشکل بانو بارکزی راه حل قانونی ندارد. يك مسوول فیفا به خبرنگاران گفت، کميسیون انتخابات ادارهیی است که باید در این مورد پاسخگو باشد؛ اما تا جایی که ما با کمیسیون در تماس هستیم آنان این مسأله را نهایی میدانند و فیصله خود را مورد بررسی دوباره قرار نمیدهند. او همچنان گفت، تنها یک راه است و آن اینکه رییس دولت افغانستان برای حل این مشکل سیمین بارکزی را تشویق نماید تا از اعتصاب خود دست بردارد. به گفتهی بنیاد انتخابات آزاد و عادلانهي افغانستان، متأسفانه میکانیزم تحقیق در قوانین كشور روشن نیست که اگر چنین قضیهیی به وجود بیاید، چه اقدامی باید صورت گيرد؟ فیفا همچنان افزود، حتا اگر در این مورد راه حل قانونی به طور کامل وجود نداشته باشد، آنها میتوانند در روشنایی اصولهاي پذيرفتهشده برای بازنگری این قضیه راه حلی را جستجو کنند + نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه 1390/07/21 و ساعت
3:2 بعد از ظهر |
چهارشنبه ٢٠ ميزان ١٣٩٠ ساعت ١٣:٥٩
شماری از محصلان پوهنتون ابن سینا به حمایت از عملکرد خانم سیمین بارکزی عضو حذف شده ولسی جرگه، دست به اعتصاب غذایی زده اند. + نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه 1390/07/21 و ساعت
3:0 بعد از ظهر |
|
|